در ادامه فکر کردن و بررسی منشور حقوق بیمار رسیدم به تیتر های جذاب که بعضی هاش خوشحالم کرد و بعضی ها علامت سوالهای بزرگی رو برام ایجاد کرد. یکی از این تیترها این بود: «ارائه خدمات سلامت باید شایسته شان و منزلت انسان و با احترام به ارزش ها، اعتقادات فرهنگی و مذهبی باشد.»
✅صحنه اول: تریاژ
✅صحنه دوم: پذیرش
✅صحنه سوم: تشخیص
✅صحنه چهارم: خدمات پاراکلینیک
✅صحنه آخر: تصمیم گیری
✅شاید برای شما هم اتفاق بیوفتد
این ماجرا کاملا واقعیست.
✅صحنه اول: تریاژ
به بیمارستانِ [حذف شده] مراجعه کردم. درد ناشی از سنگ کلیهام شدیده و بدو بدو وارد اورژانس بیمارستان شدم. در قدم اول نگهبان اورژانس جلومو گرفت که آقا کجا ؟ گفتم آقای محترم میبینی که درد دارم، سابقه سنگ کلیه دارم، اجازه بده برم داخل اورژانس.
جوابی که شنیدم اولین پارادوکس بود آقا لطفا برو تریاژ ببین چی میگن!!!
با درد زیاد رفتم سمت تریاژ. یه پرستار مهربون نشسته بود و مشغول تریاژ مراجعین. با یه برخورد خوب و با احترام به ارزشها تریاژم انجام شد و با برگه تریاژ به سمت اورژانس رفتم.
✅صحنه دوم: پذیرش
وارد اورژانس شدم. منشی اورژانس اولین کسی بود که دیدم. آقا چی شده مشکلتون چیه؟ مشکلم رو کامل توضیح دادم. مقداری هم پیاز داغش رو زیاد کردم به امید اینکه زودتر دردم تموم شه. اونجا بود که جمله «آقا لطفا با دفترچه تون برین پذیرش نوبت بگیرین و حق ویزیت رو پرداخت کنید» مثل یه آب سرد بود برام. چون همراهی نداشتم مجبور بودم با درد برم پذیرش.
از شانس بدم پذیرش اورژانس با پذیرش بخش های بستری یکی بود. بالاخره بعد از تشکیل پرونده برای یه بیمار زایمانی (ان شاء الله به سلامتی باشه) و یه بیمار قلبی (ان شاء الله زودتر بهبودی حاصل شه) نوبت به من رسید و شماره زدن. شکر خدا همون جا دستگاه کارت خوان داشتن و من حق ویزیت رو همونجا پرداخت کردم و بالاخره با موفقیت وارد اورژانس شدم. برگه تریاژمو تحویل پرستار دادم رفتم روی تخت تا پزشک بیاد معاینهام کنه.
✅صحنه سوم: تشخیص
آقای دکتر اومدن و معاینه انجام شد و تشخیص رنال کولیک دادن اما گفتن اول باید احتمال آپاندیسیت رد بشه. گفتم خوب چقدر عالی که همه جوانب رو در نظر میگیره. الان من باید چیکار کنم؟ درد دارم. البته من قبلا هم سابقه سنگ کلیه داشتم. گفتن در هرحال باید آزمایش بدم و سونوگرافی برم ولی من درد داشتم. با هزارتا چونه زدن یه مسکن بهم زدن و رفتم اول هزینه تزریق رو حساب کردم.

✅صحنه چهارم: خدمات پاراکلینیک
با نسخه رفتم آزمایشگاه. هم آزمایش خون داشتم هم ادرار. با هزار بدبختی آزمایشات رو دادم. بعد از پرداخت هزینه گفتن برو 2 ساعت دیگه بیا (آقا من درد دارم 2 ساعت دیگه اخه!!!!!). با خودم گفتم خوب تو این زمان برم سونوگرافی که برام نوشته بودن انجام بدم. رسیدم به واحد سونوگرافی بیمارستان. منشی سونوگرافی سلام کرد و گفت: بفرمایید در خدمتم (منم خوشحال از این نحوه برخورد) سلام کردم و نسخهمو تحویل ایشون دادم. نسخه مو دیدن و گفتن: آقای محترم اولا دکتر الان نیستن. دوما ما داخل بیمارستان فقط سونوگرافیهای اورژانسی رو انجام میدیم و سونوگرافی شما اورژانسی نیست. سوما باید با مثانه پر برین سونوگرافیهای خصوصی!! (اما من که الان آزمایش ادرار دادم). دیگه چاره ای نبود از سونوگرافی اومدم بیرون تو لابی نشستم منتظر تا جواب آزمایشم آماده بشه.
✅صحنه آخر: تصمیم گیری
جواب آزمایشاتم رو گرفتم و با درد رفتم به سمت اورژانس. داخل اورژانس جواب آزمایشم رو به پرستار شیفت تحویل دادم. چیزی که برام جالب بود، چهره های پرستاراها و کسانی که 2 ساعت قبل دیده بودم با آدم های الان فرق داره. بله درست حدس زدم شیفت ها عوض شده و از شانس بد من، شیفت پزشکی که منو ویزیت کرده بود تموم شده بود و یه خانم دکتری این بار اومدن برای ویزیت من. کل ماوقع رو توضیح دادم. گفتم برام سونوگرافی نوشتن که نشده انجام بدم، اینم جواب آزمایشاتم. دوباره معاینهام کردن و جواب آزمایشاتم رو دیدن.
تشخیص ایشون بنا به شرح حالی که از من گرفتن و برداشتی که از جواب آزمایشاتم داشتن آپاندیسیت حاد بود. قرار شد برم پرونده بستری تشکیل بدم تا آنکال جراح بیاد و منو ویزیت کنه…..!! این تصور مراجعه من به بیمارستانِ [حذف شده] و مقایسهاش با منشور حقوق بیمار هنوز اولشه و ادامه داره پس لطفا در ادامه با من همراه باشید.
دکتری تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی درمانی
شاغل در بیمارستان رازی (تامین اجتماعی) تربت حیدریه




