⭕سلامت روان، جنبه ای مغفول در سیاستگذاری و ارائه خدمت نظام سلامت ایران

سلامت روان جامعه

سلامت روان،  بخشی جدایی ناپذیر از سلامت جامعه

از زمان برگزاری سومین مجمع جهانی بهداشت در سال  1977 و جهت گیری سیستم های سلامت جهان در راستای هدف کلان بهداشت برای همه، مراقبت های اولیه سلامت همواره به عنوان یک سازوکار جامع، کارا و موثر در برطرف کردن بخش زیادی از نیازهای سلامت جوامع مورد توجه بوده اند. در این بین، اجزای مراقبت های اولیه سلامت بر اساس نیازهای سلامت در کشورهای مختلف با وزن های متفاوتی مد نظر قرار گرفته اند تا پوشش حداکثری آن نیازها را تضمین نمایند. در کشور ایران نیز به فراخور نیازهای جامعه، بسته ای جامع و تکمیل شده از خدمات مراقبتهای اولیه سلامت مورد تاکید قرار گرفته که از این بین می توان به بهداشت روان اشاره کرد. مطابق با اکثر تعاریف ارائه شده، مولفه های اصلی سلامت به عنوان یک حق و نیاز اساسی انسان عبارتند از ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و روحی. بر این اساس، سلامت روان بخشی تفکیک ناپذیر از سلامت و رفاه فردی و اجتماعی قلمداد می شود.

سلامت روان، چالشی جدی  برای سلامت جامعه

با وجود تاکیدات فراوان مجامع بین المللی و ملی بر اهمیت سلامت روان و با توجه به اینکه نادیده گرفتن این بعد مهم سلامت می تواند منجر به چالشهای انکارناپذیر اقتصادی و اجتماعی گردد، معضل بیماریهای روانشناختی آنگونه که باید در اولویت های سیاستگذاری و اجرایی نظام سلامت ایران نبوده است. این واقعیت بر اساس شواهدی نه چندان پیچیده قابل تصدیق می باشد. در ابتدا با نگاهی به روند بار بیماریها در کشور ایران مطابق با آخرین گزارش های منتشر شده می توان به این مهم پی برد که دومین عامل سلامتی ناتوان کننده جامعه ایرانی مشکلات سلامت روان است به نحوی که میزان سالهای از دست رفته بر اساس ناتوانی (دالی) ناشی از اینگونه بیماری ها معادل 2436 دالی به ازای هر 100 هزار نفر می باشد. این در حالیست که بار بیماریهای روانشناختی ایران در سال 1990  با حدود 1980 دالی به ازای هر 100 هزار نفر در رتبه هفتم قرار داشته است. نکته قابل ذکر آنکه مطابق آخرین گزارش ها، بار بیماریهای سلامت روان در دنیا  در حال حاضر با حدود   1619 دالی به ازای هر 100 هزار نفر در رتبه هفتم قرار دارد.

رتبه بندی بار بیماری ها در جهان و ایران در سال 1990 و 2019

سلامت روان، بخشی جدا شده از سیاست و ارائه خدمت

این آمار و روندهای موجود حاکی از آن هستند که سلامت روان و مشکلات مرتبط با آن آنگونه که باید در نظام سلامت ایران محل توجه و مداقه واقع نشده است. توجه به سلامت روان در دو بخش سیاستگذاری و ارائه خدمت قابل بررسی می باشد. مطالعات تحلیل سیاستی در کشور ایران نشان می دهد که مغفول بودن سلامت روان به عنوان یک جنبه مهم از رفاه اجتماعی در سیاستها و برنامه های راهبردی ایران کاملا قابل مشاهده است. اینگونه تحلیل ها نشانگر نبود سیاستهای آگاه از شواهد در سطوح کلان برنامه ریزی کشور در جهت مواجهه با این چالش مهم سلامتی می باشد. نبود سیاستهای کلان در خصوص سلامت روان منجر به چالشهای متعددی گردیده که هر کدام از آنها در جای خود به تشدید این وضعیت نامناسب دامن زده اند. از این بین می توان به نبود برنامه های مطلوب جهت حمایت خواهی اجتماعی، عدم وجود سازوکارهای مشارکت اجتماعی و ضعف اطلاعات عمومی مناسب در زمینه سلامت روان اشاره کرد.

از سویی دیگر، به واسطه عدم سیاستگذاری مناسب و آگاه از شواهد، ارائه خدمات نیز با چالشهایی همراه گردیده. اگر چه در سطوح اجرایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران برنامه های اجرایی متعددی در جهت ارتقاء سلامت روان طراحی گردیده اند، اما در عمل شاهد آن هستیم که ظرفیت های مغفول مانده بسیاری در نظام بهداشت و درمان ایران جهت ارتقاء سلامت روان وجود دارد. از جمله مهترین این ظرفیت ها استفاده از خدمات تلفیق یافته سلامت روان در نظام ارائه خدمات مراقبت های اولیه سلامت است. از زمان اتخاذ سیاستهای بهداشت برای همه در کشور ایران، سلامت روان به عنوان یکی از اجزای مراقبت های اولیه سلامت مورد تاکید بوده و در سالهای متمادی تلاشهایی در راستای تلفیق این خدمات در تمامی سطوح مراقبتی صورت گرفته تا بتواند خدمات را به صورت عادلانه و در دسترس مردم فراهم آورد. اما آنچه در عمل قابل مشاهده است آنکه خدمات سلامت روان بیشتر در سطوح بالاتر مراقبتی و به طور خاص در سطح فوق تخصصی خلاصه شده و عملا خدمات سلامت روان به صورت تلفیق یافته ارائه نمی شود. این نقیصه، دسترسی بخش قابل توجهی از جامعه به خدمات سلامت روان را با چالشهای جدی مواجه می کند. همچنین عدم تلفیق خدمات مراقبتی سلامت روان، آگاهی و مشارکت جامعه جهت بهره گیری بیشتر از خدمات موجود را به طور محسوسی کاهش داده است. پر واضح آنکه همراهی این عوامل با دغدغه های مالی مرتبط با دریافت خدمات در سطوح تخصصی و فوق تخصصی، استفاده گروه های مختلف جامعه از  خدمات سلامت روان را با محدودیت های بیشتری مواجه می کند.

جمع بندی

با نگاهی به وضعیت موجود سلامت روان در کشور ایران و همچنین با مرور تجربیات موفق سایر کشورها، تجدید نظر جدی در نظام سیاستگذاری کلان کشور و همچنین ایجاد تغییر در ساختار برنامه ریزی سیستم سلامت در جهت تدوین سیاستها و برنامه های آگاه از شواهد ضروری می نماید. از سویی دیگر، لزوم طراحی و اجرای برنامه های اصلاحی عالمانه در نظام ارائه خدمات سلامت جهت بهره گیری هر چه بیشتر از ظرفیت مراقبت های اولیه سلامت برای ارائه خدمات تلفیق یافته سلامت روان انکار ناپذیر است.  

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 3 =