⭕️وزیر سلامتِ پزشک، آری یا نه؟

توجه: این مقاله حاصل از تحلیل شخصی نویسنده است که می‌تواند مورد موافقت یا مخالفت شما خواننده محترم قرار گیرد. لذا خواهشمند است دیدگاه‌های ارزشمند خود را در خصوص این مقاله در قسمت نظرات که در پایین همین نوشته قابل دسترسی است، بیان کنید.

احتمالا این روزها در فضای مجازی و خبرگزاری‌ها نظرات موافقین و مخالفین پزشک بودن وزیر سلامت را دنبال کرده‌اید. اما این سوال باقی مانده که آیا وزیر سلامت باید پزشک باشد یا نه و پزشک بودن یا نبودن آن چه مزایا و چالش‌هایی دارد؟

در سطح دنیا چه خبر است؟

بیایید نگاهی به تحصیلات وزاری سلامت کشورهای دارای بالاترین سطح رفاه در سلامت بزنیم. بر اساس آخرین رتبه بندی لگاتوم در سال 2020، سه کشور سنگاپور، ژاپن و کره جنوبی بالاترین سطح رفاه را در حوزه سلامت داشته‌اند. همانطور که ملاحظه می‌کنید وزرای سلامت این کشورها نه تنها پزشک نیستند بلکه تحصیلات مرتبط با نظام سلامت (مثل پرستاری، پیراپزشکی و …) نیز ندارند. نکته جالب‌تر اینکه در توصیف هر یک از وزرای بهداشت، از عبارت politician  استفاده شده که به معنای سیاستمدار است. به بیان دیگر، ملاک انتخاب فرد به عنوان وزیر سلامت، داشتن دانش سیاسی است، نه دانش فنی در حوزه سلامت.

وزرای بهداشت سه کشور برتر از نظر شاخص لگاتوم
وزرای بهداشت سه کشور برتر از نظر شاخص لگاتوم

بنابراین شاید بتوان اینگونه گفت که وزیر سلامت بیش از اینکه لازم باشد از نسبت به طبابت آگاهی داشته باشد، باید یک سیاستمدار خوب باشد. یعنی کسی که بتواند با سایر تصمیم گیران کلان کشور مذاکره سیاسی کند، با مسیرهای فعالیت‌های حزبی، لابی‌گری، شرکت در انتخابات، برگزاری تجمع‌ها، و مبارزات انتخاباتی به خوبی آشنا بوده، دلایل خود را آگاه بر شواهد علمی بیان کرده و با داشتن یک تفکر همه جانبه منابع لازم برای تحقق اهداف نظام سلامت را جذب کند.

از این رو فارغ از پزشک بودن یا نبودن وزیر بهداشت، می‌توان سیاستمدار بودن را مهمترین ویژگی یک وزیر سلامت خوب عنوان کرد.

حال به سوال اصلی خود برگردیم: آیا وزیر سلامت باید پزشک باشد یا خیر؟

بخشی از پاسخ این سوال در بخش قبل داده شد. به نظر نویسنده تفاوتی ندارد که وزیر بهداشت پزشک باشد یا خیر، در درجه اول باید سیاستمدار باشد. کما اینکه یک پزشک نیز می‌تواند سیاستمدار باشد. اما اگر انتخاب ما برای وزیر سلامت یک پزشک بود، باید کسی انتخاب شود که خود یا اعضای خانواده‌اش هیچ وابستگی اعم از شاغل بودن، سهامدار بودن، مشاور بودن در بخش خصوصی و انجام دادن کار طبابت حتی در بخش دولتی را نداشته باشد و حداقل دو سال پس از اتمام دوران وزارتش نیز، وارد بخش خصوصی نشود. به بیان دیگر، نباید هیچگونه تعارض منافعی داشته باشد. در این صورت انتخاب یک پزشک به عنوان وزیر سلامت گزینه‌ای قابل بررسی است. این در حالی است که تمامی وزرای بهداشت ایران از سال 63 تاکنون حداقل یکی یا تمامی شرایط بالا را نقض کرده و مستعد تعارض منافع بوده‌اند.

وزرای بهداشت ایران از سال 63 تا کنون
وزرای بهداشت ایران از سال 63 تا کنون

به نقل از مطالعه معماری بیرق منتقدان معتقدند دليل اصلي مشكلات نظام سلامت ايران، حضور افراد ذي‌نفع در صدر تصمیمات سلامت است؛ افرادی که دارای منافع قابل توجهی در بخش خصوصی هستند و در عین حال با وجود این تعارض آشکار منافع در جایگاه تصمیم‌سازی در بخش دولتی قرار دارند. اين درحالي است كه در اكثر كشورهاي پيشرو در عرصه سلامت، مديران اين حوزه تقريباً هيچگاه از ميان ذينفعان، سهامداران بخش خصوصي و پزشكان انتخاب نمي‌شوند. نکته جالب اینجاست که میزان تعارض منافع در پزشکان متخصص به مراتب بیشتر از پزشکان عمومی است و احتمال اتخاذ تصمیماتی مبنی بر منافع گروهی یا صنفی در پزشکان متخصص بیشتر از سایر گروه‌ها است.

چرا وزیر سلامت غیر پزشک استقبال نمی‌شود؟

شاید تا به اینجا، این سوال برای شما پیش آمده باشد که چرا وزیر سلامت هیچگاه از بین التحصیلان رشته‌های سیاستگذاری سلامت، مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی و اقتصاد سلامت – که نسبت به پزشکان کمتر در معرض تعارض منافع هستند- انتخاب نشده است؟ از منظر نویسنده دو دلیل عمده برای این موضوع وجود دارد:

اول آنکه ساختار نظام سلامت کشور – چه در سطح وزارت خانه و چه در سطح نهادهای وابسته مانند نظام پزشکی و… – در اختیار پزشکان است. پرواضح است که تلاش این گروه برای حفظ قدرت و چرخش قدرت بین گروه‌های مختلف ادامه خواهد داشت. از سوی دیگر اگرچه فارغ التحصیلان رشته‌های سیاستگذاری سلامت، مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی و اقتصاد سلامت از دانش کافی در این خصوص برخوردار هستند متاسفانه تجربه اجرایی لازم برای تصدی پست‌های سیاستگذاری را ندارند. اجازه بدهید این جمله را با ذکر مثال توضیح دهم.

یک دانشجوی پزشک عمومی در سن 25 سالگی فارغ التحصیل شده و به عنوان رئیس یک مرکز بهداشتی و درمانی انتخاب می‌شود. بیایید فرض کنیم این فرد، حداقل 4 نیروی کار نیز را باید مدیریت کند. بنابراین یک پزشک عمومی فرصت آزمون و خطا کردن مدیریت 4 نیروی کار را در سن 25 سالگی پیدا می‌کند. به فراخور افزایش سابقه کار و تجربه و حتی وارد شدن به دوره دستیاری، احتمال حضور وی در سایر پست‌های مدیریتی نیز بیشتر خواهد شد. و بر همین اساس حداقل از نظر اجرایی تجربه مدیریتی بیشتری نسبت به فارغ التحصیلان رشته‌های دیگر خواهد داشت.

اما برای فارغ التحصیلان رشته‌های سیاستگذاری سلامت، مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی و اقتصاد سلامت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بیایید یک دانشجوی کارشناسی مدیریت خدمات بهداشتی درمانی را بررسی کنیم. یک دانشجوی کارشناسی در سن 22 سالگی فارغ التحصیل می‌شود و به شانس خوب در بخش‌های مرتبط نظام سلامت مثل دفتر بهبود کیفیت بیمارستان طرح نیروی انسانی خود را می‌گذراند (درحالی که بسیاری از کارشناسان این رشته در بخش‌های نامرتبط مثل پذیرش طرح خود را می‌گذرانند). بعد از آن می‌تواند یکی از دو رشته اقتصاد سلامت و یا مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه دهد. در این مقاطع نیز بیشتر بر جنبه تئوری تاکید می‌شود تا تجربه اجرایی. همین فرایند در مقطع دکتری سه رشته سیاستگذاری سلامت، مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی و اقتصاد سلامت نیز صادق است. حال تصور کنیم یک دانشجوی کارشناسی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی بدون وقفه از مقطع کارشناسی تا مقطع دکتری را ادامه دهد. این یعنی 10 سال دانشجویی بدون داشتن فرصت حضور در فیلد اجرایی. مشخص است که تجربه اجرایی این دانش آموخته بسیار متفاوت‌تر و ناعدالانه تر از فرصتی است که در اختیار یک دانش‌اموخته پزشکی قرار می‌گیرد. البته، تجربه به وفور نشان داده که فارغ التحصیلان این سه رشته در صورتی که امکان کسب تجربه در محیط اجرایی را به دست آورده باشند، در جایگاه‌های مدیریتی عملکرد بسیار قابل توجهی نسبت به سایر گرو‌های پزشکی دارند.

چه باید کرد؟

اگرچه در حال حاضر ساختار عریض و طویل نظام سلامت کشور تماما در اختیار پزشکان و سراسر تعارض منافع است، اما راهکارهایی را می‌توان برای خروج از این موقعیت در نظر گرفت. قبل از بیان راهکارها باید متذکر شوم اجرای این راهکارها در یک زمان و در یک دوره اتفاق نخواهد افتاد. بلکه نیازمند یک تغییر تفکر جمعی نسبت به موضوع و پرداختن به آن در طول زمان است.

اول آنکه باید معیارهای مناسبی برای انتخاب وزیر سلامت مشخص کرد. محور این معیارها باید نداشتن تعارض منافع و افشای آن باشد.

دوم آنکه باید به سمت تربیت مدیران بدون تعارض منافع حرکت کرد. و به این نکته توجه کرد که یک وزیر سلامت باید یک سیاستمدار باشد، نه الزما یک متخصص.

سوم آنکه باید در ساختار نظام سلامت تغییراتی ایجاد کرد و از تصمیمات فرد محور به سمت تصمیمات نهادی تغییر جهت داد. به نحوی که به جای تصمیم‌گیری مبتنی بر فرد از تصمیم‌گیری اگاه از شواهد بهره‌گیری شود.

و در پایان باید از ظرفیت نهادهای مردمی و مطبوعات برای ایجاد شفافیت در اقدامات استفاده کرد.

جمع بندی

در این مقاله در خصوص انتخاب وزیر سلامت پزشک صحبت کردیم. عنوان کردیم که ویژگی‌های انتخاب یک وزیر سلامت در کشورهایی که دارای بالاترین سطح رفاه در سلامت هستند چیست و چه معیارهایی در نظر گرفته می‌شود. سپس به بیان ویژگی‌های وزرای سلامت ایران از سال 63 تاکنون صحبت کردیم و در نهایت راهکارهایی را برای برون رفت از این موضوع بیان کردیم.

پی نوشت:

شاخص رفاه لگاتوم رتبه‌بندی سالانه مؤسسه پژوهشی لگاتوم (Legatum Prosperity Index) است که درباره سطح رفاه در ۱۴۲ کشور مختلف منتشر می‌شود. لگاتوم از سال ۲۰۰۷ این گزارش را ارائه می‌کند و پژوهشگران آن، شاخص رفاه را براساس ترکیبی از وضعیت کشورها در ۹ حوزه مختلف تعریف کرده‌اند. سطح رفاه در کشورها با مقایسه وضعیت آن‌ها در ۹ حوزه اقتصاد، فرصت‌های کسب و کار، حکومت‌داری، آموزش، سلامت، امنیت و ایمنی، محیط زیست، آزادی‌های فردی و سرمایه اجتماعی سنجیده می‌شود.

2 دیدگاه دربارهٔ «⭕️وزیر سلامتِ پزشک، آری یا نه؟»

  1. سیده مریم نجیبی

    فارغ از تعصب نسبت به رشته های مختلف، به مسئله بسیار مهمی اشاره شده و آن هم سیاستمدار بودن یک وزیر سلامت است. سیاستمداری که مهارت هایی همچون مذاکره،چانه زنی و ارتباطات داشته باشد چرا که سلامت یک موضوع فرابخشی و فرا وزارتی است که برای ارتقاء و حل‌مشکلات متوجه آن، نیاز به همکاری همه حوزه های کشور در آن وجود دارد.

  2. گفتید وزیر بهداشت و مدیران سلامت نباید پزشک باشند چون تعارض منافع پیش میاد و همه سیاست گذاری ها رو بر اساس منافع قشر پزشکی خصوصا متخصصین انجام میدن.
    بطور کلی حرف حرف صحیحی است اما…
    متاسفانه در کشور ما وزیر بهداشت و معاونین و سایر مدیران سلامت سیاست گذاری ها رو صرفا و صرفا بر اساس منافع شخص خودشون و خانواده شون انجام میدن!! شاهد این مطلب سیاست گذاری ها و تعرفه گذاری های وحشتناک و تبانی های متعدد با بیمه علیه پزشکان جوان و فقیرکردن و دزدی از جیب آنهاست! پذیرش راحت نورچشمی ها در رشته های لوکس در آزمون تخصص (نمونه حی و حاضر جناب عین اللهی جانباز و متخصص چشم و دو دخترشان چشم و پوست و دامادشان ایضا چشم، دارای کلینیک در تهران) و تقلب وسیع در این آزمون، فرستادن پزشکان جوان به منطقه محروم و کسر مبالغ نجومی از درامد پزشک طرحی، و از طرف دیگر انتقال راحت فرزندان وزرای بهداشت و سایر مسولین وزارتخانه به تهران و شهرای بزرگ و ….
    تنها راه حل کل معضلات کشور نه تنها معضلات نظام سلامت، شایسته سالاری است و لاغیر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =